|
مجری شبکه عرب زبان " المجد" که ظاهرا شباهت زیادی با دکتر احمدی نژاد دارد |
اف بی آی محمد علوی را نهم آوريل (بيستم فروردين) پس از بازگشت از ايران در فرودگاه بين المللی لوس آنجلس بازداشت و اعلام کرده که او نرم افزاری حاوی اطلاعاتی درباره اتاق کنترل و راکتورهای نيروگاه هسته ای پالو ورده (Palo Verde) را با خود به ايران برده و از آن استفاده کرده است.
پالو ورده بزرگترين نيروگاه هسته ای آمريکاست و در غرب شهر فینيکس مرکز ايالت آريزونا واقع است.وکيل مدافع آقای علوی با رد اتهامهای وارده، اعلام کرده موکلش بی گناه است اما قاضی دادگاه با آزادی موقت آقای علوی که ۴۹ سال دارد مخالفت کرده است.
مقامهای اف بی آی می گويند نرم افزاری که محمد علوی متهم است پس از اينکه به کار در پالو ورده پايان دهد، از رمز آن آگاه بوده و به طور غيرمجاز از آن استفاده کرده، جنبه آموزشی دارد اما در عين حال اذعان می کنند که دليلی در دست ندارند که نشان دهد اطلاعات نرم افزار در اختيار گروهی تروريستی يا دولت ايران قرار گرفته باشد.
به دنبال حملات ۱۱ سپتامبر، دولت آمريکا تدابير امنيتی را در تأسيسات هسته ای اين کشور افزايش داده است. مقامهای اف بی آی محمد علوی را به نقض تحريمهای تجاری آمريکا عليه ايران متهم کرده اند که در صورت اثبات می تواند مجازات حداکثر ۲۱ ماه زندان به دنبال داشته باشد.مقامهای شرکت خدمات عمومی آريزونا که نيروگاه هسته ای پالو ورده را اداره می کند اعلام کرده اند استفاده از نرم افزار مورد بحث امنيت آن نيروگاه را به خطر نيانداخته است.



دفاع از حقیقت
(( با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند )) . این بخشی از وصیت داریوش کبیر به فرزندش خشایارشاه است که دلیل حمله به یونان را مجازات بیان می کند نه چیز دیگر...
فیلم 300، که با پشتوانه مالی عظیمی ساخته شده است، با وجود شباهت های بسیار به فیلم های این ژانر یک تفاوت اساسی با نمونه های دیگر دارد. چرا که بدمن این فیلم نه هیولاهای خون آشام داستانها و دیو های بد صفت افسانه ها( زامبیها و اورک ) که دلیرترین سپاهیان یک کشورند و آن کشور سرزمین پاک آریایی ماست.
هنر هفتم اینبار نیز همچون سال های پیش، بازیچه دست کسانی است که با ارائه تصویری دروغین از تاریخ، با نگاهی یکجانبه گرایانه، می خواهند از مخالفان خود وحشیانی بسازند، در برابر شرافت نداشته خودشان. مردم شرق که جملگی بربر و آدمخوار هستند اینبار قصد حمله به مهد دموکراسی را دارند و سفیران مردم وحشی شرق اینبار سربازان پارسیند در برابر یونانیانی که نه تنها مدافعان سرزمینشان که پاسداران تمدن و دموکراسی هستند(!) اما گویا سازندگان این فیلم بخصوص جناب فرانک میلر فراموش کرده اند که دراین سرزمین مهد دموکراسی بزرگترین و جذاب ترین تفریح مردم تماشای نبرد گلادیاتور ها و لذت از تماشای کشتار بود و سالها پیش از آنکه بردگان سنای یونان را بسازند در ایران نه تنها برده داری لغو شده بود که منشور حقوق بشر بوجود آمده بود.
و چه خوش خیالند، آنها که با سلاح پرده نقره ای، می خواهند به جنگ 2500 سال تمدن بروند. اما گویا ویل دورانت حق داشت که می گفت: با هیچ قانونی نمی توان جلوی دقلبازی بشر را گرفت؛ ولی باید بدانیم و بفهمانیم که (( می توان به حقیقت تو سری زد اما نمی شود حقیقت را خفه کرد )).
لوگوی اعتراض به اکران فیلم 300 برای قرار دادن در سایت
امضای نامه درخواست از وزارت امور خارجه برای واکنش به اکران فیلم 300
امضای حمایت از اعتراض به اکران فیلم 300
کلیپ های تصوری وحشی جلوه دادن ایرانیان در فیلم 300 برای دانلود
To uncover the truth
" Attack Greece with a powerful army, and let them understand that the Iranian King is capable of punishing those who commit crimes ". Darius, the Great, said to his son in his will.
Having a great financial support, and being so similar to the films produced in the same genre, the film, " 300 ", is basically a different one. No vampires, no devils, The most courageous army of the purest Aryan country " Iran " have been presented as the antagonist.
The Seventh art, once again, just like the previous years, has let the producers toy with the idea of film making. They have made a wrong vision of the history and tried to make their opposers look like savage enemies.
Its a big surprise that this film producers, particularly, frank miller, have utterly forgotten about the time of the old Greece, in which people found their most memorable and enjoyable moments in watching the battle of the gladiators and slaughtering of some people.
Long before the time the slaves made the senate construction in Greece, slavery had completely lost its meaning in Iran. Iranians now feel proud of being the first nation who put the first human rights charter.
How possibly could some people think of throwing doubt on 2500 years history belonging to a nation with just the silver screen?!!!
As Will Durant said" No law no rule could ever fight back the mischief and fraud of human being ".
The truth can be thrown doubt on, but can never be destroyed.
Its, for ever, everlasling
مطالب زير از وبلاگ ( ام شادي ) برداشته شده است :
آيا ناصر عبدالهي خودش مرده است؟ آيا در ماجراي مرگ او مسئله اصلي فوت وي به دليل مصرف بالاي مشروبات الکلي بوده است؟ آيا چنانكه در ميان عوام منتشر شده، ناصر عبدالهي در اثر مصرف بي رويه و غير متعادل مشروبات الكلي يا داروهاي آرام بخش مرده است؟ يا اينكه واقعيت در مرگ اين خواننده محبوب و 36 ساله چيز ديگريست. آيا ناصر عبدالهي را نكشته اند؟
همه اين سئوالات و سئوالات بسيار ديگري از اين دست در ذهن بسياري از روزنامه نگاران اين روزها نقش بسته و مي گذرد. با اين همه پس از چندين و چند روز تحيق و پرس و جو و كنجكاوي، راز مرگ ناصر عبدالهي ديروز بر من برملا شد و نوشتنش در اين وبلاگ از آن جهت است كه اساساً بدليل پيچيدگي موضوع تقريباً هيچ روزنامه اي حاضر به چاپ آن نيست و من نيز به دلايل بسياري مجبورم در مجملي كوتاه اين حديث مفصل را بيان كنم.
راستش ناصر عبدالهي خودش نمرده است بلکه .....! ماجرا البته ريشه در سالهاي دورتري دارد. مرگ مشكوك اين خواننده از اختلافات خانوادگي و تغيير مذهب عبدالهي سرچشمه مي گيرد. همينقدر مي توانم بنويسم كه عبدالهي به تازگي شيعه شده بود.
چند هفته پيش از مرگ عبدالهي در يك دعواي خانوادگي اين جوان رعنا را چنان مي زنند كه يكي از پاهايش از چند ناحيه دچار شكستگي استخوان مي شود و ناصر عبدالهي را رفقايش به هزار زحمت از آن مخمصه بيرون كشيده و به منزل مي رسانند و خانواده براي بر نخواستن دعواهاي رايج قومي قبيله اي با خوراندن ديازپام هاي قوي سعي در خواب كردن و كاهش درد خواننده مشهور مي كنند. بي خبر از آنكه استخوان ران عبدالهي شكسته است و دچار عفونت استخواني شده است. مصرف بالاي ديازپام و سرايت عفونت زخمها به كليه ها و همچنين ايجاد زخم بستر همگي باعث مي شود تا عبدالهي هر دو كليه خود را از دست بدهد و به كما برود و باقي را هم كه شما مي دانيد.
گرچه در ميان عوام و حتي برخي از همكاران مطبوعاتي چنين رايج شده كه او بدليل مصرف بالاي مشروبات الكلي فوت كرده است!
و اگر اين موضوع صحت دارد و يا گمان ميرود که صحت داشته باشد آيا مسوبين اين جنايت تحت پيگرد قضائي قرار گرفته اند ؟
| احمدی نژاد وارد سودان شد | |||||||
| ساعت خبر: 11:45 - تاريخ خبر: 09/12/1385 | |||||||
|
| |||||||
|
آقای احمدی نژاد در مدت اقامت دو روزه خود در سودان علاوه بر دیدار و مذاکره با رئیس جمهور و دیگر مقامات عالی رتبه سودان, دیدارهایی نیز با علما, اندیشمندان و ایرانیان مقیم این کشور خواهد داشت. سفر رئیس جمهوری اسلامی ایران به خارطوم در پاسخ به سفر عمرالبشیر رئیس جمهوری سودان به تهران انجام می شود. آقای احمدی نژاد را در این سفر وزرای امور خارجه , صنایع و معادن و جهاد کشاورزی همراهی می کنند . جمهوری سودان در شرق آفریقا واقع و از نظر مساحت بزرگترین کشور عربی وآفریقایی است و با 9 کشور مصر و لیبی در شمال, چاد و آفریقای مرکزی درغرب, کنگو, اوگاندا و کنیا در جنوب و اتیوپی و اریتره در شرق همسایه استو دریای سرخ این کشور را از عربستان جدا میکند . مساحت سودان 2/5 میلیون کیلومتر مربع و یکی از 10 کشور بزرگ جهان است. دین اکثریت مردم سودان اسلام و زبان رسمی این کشور عربی است .
|
| ساعت خبر: 7:0 - تاريخ خبر: 09/10/1385 | |
نگاهی به زندگی صدام جزئیات اعدام صدام پخش تصاویر اعدام صدام از تلویزیون عراق اوضاع متشنج در فلوجه و موصل عمدا بهپرونده جنگ باایران رسیدگی نشد تحلیلی بر اعدام صدام وحشت از اعدام در چهره صدام تصاویر اعدام صدام در اختیار دولت عراق وکیلصدام: جسد صدام به خارج منتقل می شود تکریتی و البندر در انتظار اعدام صدام, بسیارشکننده و ضعیف قبل ازاعدام | |
منابع خبری از اعدام صدام در بامداد امروز " شنبه " خبر دادند . شبکه های خبری اعلام کردند : صدام در زندانی درخارج از منطقه الخضرای بغداد اعدام شد. درحالی که شبکه های مختلف خبری از جمعه شب خبر صدام را در بامداد امروز اعلام می کردند , وزارت دفاع امریکا " پنتاگون " اعدام صدام رئیس جمهور مخلوع عراق را ساعات آینده بعید دانسته بود. یک مقام امریکایی پیش از این اعلام کرده بود, این حکم ممکن است تا چند روز آینده اجرا شود. پیش از این شبکه تلویزیونی اسکای نیوز از حضور وکلای مدافع صدام رئیسجمهور مخلوع عراق در دادگاه امریکایی واعتراض به تحویل صدام به مقامات عراقی خبر داده بودند. قاضی فدرال امریکا نیز درخواست هیات دفاع از صدام را درباره تحویل ندادن وی به دولت عراق برای اجرای حکم اعدام , رد کرده بود . همچنین نظامیان امریکایی مستقر در عراق برای برخورد با هرگونه خشونت های احتمالی ناشی از اعدام صدام دیکتاتور سابق عراق آماده اند. برایان ویتمن سخنگوی وزارت دفاع امریکا اعلام کرده است که نظامیان امریکایی مستقر در عراق در حالت آماده باش هستند . |
جناب آقای احمدی نژاد
ریاست جمهوری اسلامی ایران
اگر
تاریخی وجود نمی داشت و نامه شما برای ملت آمریکا که دیروز منتشر شده است،
در این تاریخ ثبت نمی شد و مردم جهان و آمریکا براین گمان قرار نمی گرفتند
که چطور آدمی با این لحن و ادبیات،هنوز رئیس جمهور کشوری با تاریخی کهن و
فرهنگی دیرپا مانند ایران است، شاید پاسخ دادن به نامه شما برای مردم
آمریکا ضرورت نداشت. و اگر فردایی که حتما خواهد آمد، فرزندان مان از ما
سووال نمی کردند که مگر در آن زمان هیچ آدم زنده ای وجود نداشت که پاسخی
به این موجود بدهد تا حداقل موجودی که ظاهرا رئیس جمهور ایران به نظر می
رسد، در این توهم نباشد که با این نامه نویسی ها کاری سترگ کرده است، شاید
هرگز پاسخی به نامه شما نمی دادم. اما متاسفانه مجبورم به شما پاسخ بدهم.
نامه تان را خواندم، آقای احمدی نژاد! بس کنید، چرا کاری می کنید که مردم
جهان یقین کنند که یک موجود ساده لوح رئیس جمهور ایران است.
روزگاری
در ایران رئیس جمهوری بود به نام ابوالحسن بنی صدر و او عادتی داشت که هر
روز گزارشی می داد به مردم تحت این عنوان که « روزها بر رئیس جمهور چگونه
می گذرد.» در آن زمان من جوان خواننده این گزارش ها بودم و حالا پس از
سالها می بینم که گوئی آن مرد فقط آمده بود تا رئیس جمهور شود و آن گزارش
ها را بنویسد و برود. یک بازی از آن بازی ها که در جهان آرمانگرایان
خطرناک دنیای ما، چه بسا تکرار شده و چه سوگمندانه هنوز تکرار می شود.
نامه بازی های شما نیز برای من همانگونه به نظر می رسد، گوئی کسی سالها
خواب می دید که اگر رئیس جمهور شدم چه کار های جالبی باید بکنم. نامه های
تکراری، بی محتوی و بی سروته، با موضوعاتی که همگانش می دانند، به نظر می
رسد فقط یک بازی « احمدی نژادی» است، نوعی بازی ساده لوحانه که حالا دیگر
همه آن را فوت آبند. محمود احمدی نژاد، یک جوان روستایی خوش خیال که
روزگاری فکر می کرد راهی برای نجات بشریت دارد و حالا فرصتی به دستش آمده
تا بازی کند، بازی کند تا از رئیس جمهور بازی اش عکس بگیرند، بازی کند تا
در مورد رئیس جمهور بازی اش، مقاله بنویسند، تا نامش را تکرار کنند، تا
تلفنی با بزرگان جهان حرف بزند و عاقبت وقتی بازی تمام شد، این آدم به آن
فکر کند که دنیا داشت احمدی نژادی می شد.
آقای احمدی نژاد!
دنیا
بزرگتر از این بازیهاست. خیلی بزرگتر. من می دانم که شما تلاش کردید در هر
جایی که می توانید باشید بروید، در صف اول عکس بگیرید و با همه مصاحبه
کنید و هر چیزی را بگوئید که نام تان تکرار شود، اما این بازی عجیب و غریب
بودن، در دنیایی که فقط مردم جهان در هر ماه یکی دو ساعت به چیزهای عجیب و
غریب مانند هشت قلو ها و موجودات فضایی و هشت پایی که فرانسه حرف می زند و
قورباغه ای که رانندگی بلد است و رئیس جمهوری که فکر می کند در هاله نور
قرار دارد، نگاه می کنند. چنین بازی هایی در این جهان، بازی دیرپایی نیست.
بازی دارد تمام می شود، لطفا بس کنید.
کلماتی که در نامه به مردم
آمریکا نوشته اید از آن کلماتی است که به درد وزارت امور خارجه می خورد،
اگر فکر می کنید مردم آمریکا یا جای دیگری از جهان یا مردم ایران را با
نوشتن کلماتی بی محتوی و تکراری و بی سروته می شود به بازی گرفت، اشتباه
می کنید. آمریکا خودش جای بازی بازی است، خودشان هالیوود دارند، صبح یک
احمدی نژاد خلق می کنند و شب در پایان داستان او را نابود می کنند. برای
این ملت و هر ملتی، بازی های این چنین تا وقتی ادامه دارد که شما سرتان را
زیر برف فرو کرده باشید و فکر کنید که دیگران هم شما را نمی بینند.
از
شما سووال می کنم: وقتی نامه به جرج بوش می نوشتید، می شد گفت که یک رئیس
جمهور به یک رئیس جمهور دیگر نامه نوشته است. بسیار خوب. اما نامه نوشتن
برای مردم آمریکا به عنوان نماینده مردم ایران چه معنی دارد؟ آیا شما
نماینده مردم ایران هستید؟ چرا و از چه زمانی پی بردید که نماینده ملت
ایران هستید و حق دارید از جانب ملت ایران حرف بزنید و به مردم ایران
بگوئید ملت من؟ آخر کجای شما شبیه مردم ایران است؟ اگر بوش نماینده مردم
آمریکاست، شما هم نماینده مردم ایران هستید. من فکر می کنم هر دو ملت از
اینکه روسای جمهوری چنین دارند، احساس شرم می کنند. نه شما شبیه ملت ایران
هستید و نه جرج بوش شبیه ملت آمریکاست. به همین دلیل است که از شما می
خواهم به عنوان نماینده مردم ایران سخن نگوئید. نه میزان آرای شما در
انتخاباتی پر از تقلب از انتخابات آمریکا بالاتر بود و نه محبوبیت شما در
ایران بر اساس نظرسنجی های موجود از محبوبیت بوش در آمریکا بالاتر است. چه
کسی به شما حق می دهد که خود را نماینده ملت ایران بدانید و رئیس جمهور
آمریکا را نماینده ملتش ندانید.
شما در نامه تان برای مردم آمریکا
نوشته اید: « هر دو ملت خداپرست ، حقيقت جو و عدالت طلب و خواهان شرافت و
عزت و كمال هستند. همه از ترويج ارزشها و خصلتهاي انساني نظير محبت ، وحدت
و همدلي ، احترام به حقوق انسانها و پشتيباني از حق و انصاف و دفاع از
انسانهاي مظلوم در برابر زورگويان خرسند ميشوند و لذت ميبرند. همه در
خوبيها، در خدمت به يكديگر بويژه در خدمت به محرومان و مظلومان ميل مشترك
داريم و از بيعدالتي ها، پايمال شدن حقوق انسانها و تحقيرها ناراحت
ميشويم. همه از گمراهي و فريب و نيرنگ بيزاريم و دوستدار هدايت و نور،
يكرنگي و اخلاص هستيم. »
آقای احمدی نژاد!
بخش اعظم کلماتی که
بکار برده اید، کلماتی پوچ و توخالی است. اصلا مردم ایران شبیه توصیفاتی
که شما از آنها کردید نیستند، مردم آمریکا هم شبیه توصیفات شما نیستند.
شما اول فرض کرده اید که خودتان انسانی خداپرست و حقیقت جو و خواهان عزت و
کمال هستید، بعد فکر کرده اید مردم ایران و آمریکا شبیه شما هستند و بعد
از اینکه کشف کردید که این سه شبیه اند بسیار خوشحال شدید. چنین نیست.
اولا ملت ایران خداپرست و حقیقت جو و عدالت طلب نیستند، اگر چنین بودند
شما رئیس جمهورشان نبودید. ملت ایران در میان همه ملل اسلامی کمترین ایمان
دینی را دارد، عدالت طلبی هم اصلا مشخصه ایرانیان نیست، نه جنبش های عدالت
طلبانه در ایران سابقه دارد و نه در آمریکا چنین جنبش هایی تاثیر بزرگ بر
تاریخ این ملت گذاشته است. میزان جستجوی ملت آمریکا بدنبال طلا هزاران
برابر جستجوی این ملت به دنبال حقیقت است. تازه، مگر شما نمی دانید که
مردم آمریکا سالهاست که بوسیله رادیو و تلویزیون اداره می شوند، نقش
برنامه های تلویزیونی در جامعه آمریکا هزار برابر نقش فیلسوفان و اهل
حقیقت است. در ایران هم همین است. فریب و دروغ و ریا هزار برابر حقیقت
خواهان و طرفدار دارد. شما خودتان بعد از یک سال وعده انتخاباتی در مورد
موضوعاتی مانند « کشاندن نفت به سفره مردم» و « مبارزه با قله های ثروت»
که همه در مقابل دوربین تلویزیون صورت گرفت، رسما اعلام کردید که این حرف
ها را نزدید، اگر ملت ایران به دنبال حقیقت بود، الآن خشتک شما را بادبان
کرده بود. چرا دروغ می گوئید که این ملت حقیقت جو ست. در ایران یک حقیقت
جو بود که اسمش هم فاطمه بود و حالا از دست حکومت جمهوری اسلامی فرار کرد
و در دانشگاههای آمریکا دارد درس می خواند. گفته اید که « همه طرفدار حقوق
انسانها و دفاع از انسانهای مظلوم در مقابل زورگویان هستند.» واقعا راست
می گوئید؟ یا ما را گرفته اید؟ شما طرفدار حقوق انسانها هستید؟ آیا در
کشور ایران کسانی مانند روزنامه نگاران حقی از حقوق انسانی دارند؟ چطور در
کشوری که در طول چهار سال 150 روزنامه و نشریه اش توقیف شده و همه این
نشریات توسط جناح طرفدار شما توقیف شده و شخص شما مدتها جزو شاکیان
مطبوعات بودید، از خودتان به عنوان طرفدار حقوق انسانها نام می برید؟ چطور
در کشوری که در مورد آزادی زنان، حقوق خانواده، حقوق اقلیت های دینی، حقوق
اقلیت های قومی و حقوق عمومی مردم، تردیدهای جدی وجود دارد و زنان در این
کشور حتی برای برگزاری روز آزادی زنان حق برگزاری اجتماعات ندارند، به
خودتان جرات می دهید از حقوق انسانها دفاع کنید؟ شما نوشته اید: « همه از
گمراهي و فريب و نيرنگ بيزاريم و دوستدار هدايت و نور، يكرنگي و اخلاص
هستيم.» منظورتان از این همه کیست؟ چه کسی گفته است که ملت آمریکا و ایران
از گمراهی و فریب و نیرنگ بیزارند؟ تجارت گمراهی و فریب و نیرنگ در آمریکا
یکی از بزرگترین تجارت هاست. مردم برای دیدن فیلمهایی که با فریب و نیرنگ
ساخته می شوند سرودست می شکنند و مردم ایران هم چه از طریق تلویزیون و چه
ماهواره ها و چه بازار قاچاق مصرف کننده فریب و نیرنگ و دروغ هستند. هیچ
حکومتی به اندازه جمهوری اسلامی فریب و نیرنگ و دروغ را رسما در رسانه های
خود بکار نمی گیرد. و هیچ برنامه تلویزیونی به اندازه برنامه هایی که
براساس فریب و دروغ و نیرنگ ساخته شده طرفدار ندارد. اصلا شما تا به حال
خبرهای صدا و سیمای جمهوری اسلامی را گوش کرده اید و می دانید که تا چه حد
اخبار دروغ بطور مستمر بخورد مردم داده می شود؟ خود شما بارها از اینکه
چرا تلویزیون ایران گاهی اوقات درباره کسی جز شما حرف می زند ناراحت
هستید. آیا تلویزیون های ایران طرفدار حقیقت اند یا تلویزیون های آمریکا؟
گفته اید که « همه طرفدار هدایت و نور هستند.» این را از کجا فهمیدید؟ از
اینکه شبی در اندونزی بیست نفر دانشجو به دیدار شما آمدند؟ از اینکه در
جزیره بالی چند نفر برای استقبال از شما جمع شدند؟ این هدایت و نور که
گفته می شود، شما هستید؟ آیا اینکه در قرآن آمده است که بشر به دنبال نود
حرکت می کند، منظور از آن نور ایزدی وجود زیبای شماست؟
آقای احمدی نژاد!
در
نامه تان برای مردم آمریکا نوشته اید که: « صدها هزار نفر از هموطنان
ايراني من با صلح و صفا در كنار شما زندگي ميكنند و عموما منشاء خدمات
شايستهاي در جامعه شما هستند. مردم ما سالها با شما در ارتباط بودهاند و
عليرغم سختگيري بلاوجه مقامات آمريكايي، رفت و آمدها و دوستيها ادامه
يافته است.» می خواهم بپرسم این صدها هزار نفر ایرانی مقیم آمریکا که از
هموطنان شما هستند و با صلح و صفا در کنار مردم آمریکا زندگی می کنند،
چگونه شد که به این کشور رفتند؟ آیا به اختیار خود رفتند یا اینکه در اثر
فشارهای شما و دوستان شما زندگی چنان بر آنان تنگ شد که از دست شما فرار
کردند و برای اینکه قابلیت های شان را به ظهور آورند، به کشوری مانند
آمریکا و دهها کشور دیگر پناهنده شدند؟ این صدها هزار نفر شرم دارند که
شما رئیس جمهورشان هستید. از این صدها هزار تن بسیاری شان نابغه های علوم
مختلف هستند که در ایران برای ادامه تحصیل با مشکل مواجه هستند و مجبورند
از کشورشان مهاجرت کنند، چون وزیر علوم کابینه شما استادان برجسته دانشگاه
را اخراج می کند و اجازه هیچگونه فعالیت اجتماعی و آزادی بیان را به این
دانشجویان نمی دهد. از این صدها هزار مهاجر ایرانی در آمریکا بسیاری شان
تجار و کارفرمایان و سرمایه دارانی هستند که سرمایه شان در ایران مصادره
شده و آنان با دست خالی به آمریکا آمدند و با هیچ، زندگی را آغاز کردند و
حالا خداراشکر همه چیز دارند. گاهی اوقات شما و مسوولان کشور چنان در مورد
سرمایه ایرانیان در جهان حرف می زنید، انگار که ارث پدری شماست. این
سرمایه ها به شما چه ربطی دارد، اگر دست شما بود که تمام این سرمایه داران
یا ورشکست شده بودند یا اصلا کاری نمی کردند. گروهی از ایرانیان مقیم
آمریکا هنرمندانی هستند که شما با نام رقاص و مطرب و فاسد از آنان نام می
برید و هرگونه فعالیت هنری را برای آنان ممنوع کرده اید و اگر هرکدام شان
به ایران پابگذارند باید با ترس و لرز صبر کنند تا اگر برای شان مشکلی پیش
نیاید به آمریکا برگردند. آنها را از کشور بیرون می کنید و اکنون آنان را
هموطن خود خطاب می کنید. از این صدها هزار تن هموطنان شما بسیاری شان به
دلیل اینکه آزادی پوشش می خواستند، یا آزادی بیان می خواستند، یا آزادی
کار می خواستند، یا آزادی خود بودن می خواستند از دست شما فرار کردند و در
آمریکا نه تنها با استقبال ملت بزرگ آمریکا مواجه شدند، بلکه به دلیل وجود
سیستم آمریکایی توانستند قابلیت های خود را به منصه ظهور برسانند. از این
صدها هزارتن ایرانیان مقیم آمریکا بسیاری شان یهودیانی هستند که در اثر
فشارهای موجود در ایران گریخته اند و به دلیل مواضع یهودستیزانه و ضد
اسرائیلی شما هر کمکی که بتوانند به اسرائیل می کنند تا بتوانند جایی را
برای زندگی در جهان داشته باشند. آقای احمدی نژاد! شما حق ندارید گروهی از
مردم را از کشورتان در بدترین شرایط بیرون کنید یا کاری کنید که بیرون
بروند و بعد از اینکه در جایی دیگر موفق شدند، آنان را هموطن خود بنامید.
اگر شما آنان را به عنوان هموطن می شناختید، قطعا این رفتارهای زشت را در
این بیست و هفت سال با آنان نمی کردید.
در نامه تان به مردم آمریکا
نوشته اید: « ما و شمااز درد و غم روزافزون مردم مظلوم فلسطين ناراحتيم،
تجاوزات مستمر حكومت صهيونيستي زندگي را بر صاحبان اصلي سرزمين فلسطين هر
روز سختتر ميكند.»
آقای احمدی نژاد!
اولا چنین نیست که مردم
مظلوم فلسطین تنها کسانی باشند که در دنیا مورد ظلم و ستم واقع شده اند. و
مردم آمریکا و ایران هم طبعا باید آخرین کشورهایی باشند که دل برای این
ملت می سوزانند. چرا باید ملت آمریکا به فکر مردم فلسطین باشد، وقتی که
مردم دنیای عرب که برادران دینی و قومی فلسطینی ها هستند، چنین دلسوزی
ندارند؟ اگر مردم فلسطین در شرایط کشتار هستند، بخاطر این است که گروهی
تروریست تحت عنوان حزب الله لبنان تحت حمایت مالی و تسلیحاتی ایران است و
با زور و قلدری دارد خاورمیانه را به هم می ریزد. اگر مردم فلسطین آواره
اند، علت این موضوع کمکهای مالی و تسلیحاتی ایران به سوریه است که مثل
بختک وجود دیکتاتوری خود را به زندگی مردم متمدن و خوب لبنان تحمیل کرده
است. ملت فلسطین و آگاهان آن می دانند که تنها راه باقی ماندن فلسطین در
کنار اسرائیل این است که این دو با هم صلح کنند. در دو سال گذشته کسی که
روند صلح را به هم ریخته ایران و سوریه و حزب الله است. اگر کمکهای
تسلیحاتی ایران به حزب الله نبود، مردم فلسطین کشته نمی شدند. خون ملت
فلسطین بر عهده حکومت ایران است و ربطی به آمریکا ندارد. از آن گدشته، شما
چرا فقط دل تان به حال ملت فلسطین می سوزد؟ مگر در سودان و کشورهای دیگر
آفریقا سالانه صدها برابر فلسطینی ها مردم بیگناه کشته نمی شوند؟ چرا هرگز
به آفریقا فکر نمی کنید؟ چرا به عراق فکر نمی کنید؟ در عراق در چهار سال
گذشته 150 هزار نفر کشته شدند، از این تعداد حداقل 100 هزار نفر در جنگ
شیعه و سنی به قتل رسیدند، جنگی که ایران می توانست جلوی آن را بگیرد و
نگرفت. در عراق مسلمانان تندروی طرفدار جمهوری اسلامی و مسلمانان تندروی
طرفدار القائده دارند می جنگند، این چه ربطی به آمریکا دارد؟ در جریان
اعتراض به کاریکاتورهای موهن دانمارکی در یک هفته 100 مسلمان توسط
مسلمانان کشته و زخمی شدند. این چه ربطی به استکبار جهانی دارد؟
جناب آقای احمدی نژاد!
شما
در نامه تان به ملت آمریکا نوشته اید: « شصت سال است رژيم صهيونيستي
ميليونها نفر از ساكنان سرزمين فلسطين را آواره كرده است، بسياري از
آوارگان در غربت و اردوگاهها از دنيا رفتهاند و فرزندان آنان جواني را
پشت سرگذاشتهاند و در آروزي بازگشت به وطن به پيري ميرسند.» فرض کنید
کسی از شما سووال کند که: « سی سال است رژيم جمهوری اسلامی ميليونها نفر
از ساكنان سرزمين ایران را آواره كرده است، بسياري از آوارگان در غربت از
دنيا رفتهاند و فرزندان آنان جواني را پشت سرگذاشتهاند و در آروزي
بازگشت به وطن به پيري ميرسند.» اگر کسی چنین سووالی داشته باشد، پاسخ
شما چیست؟ شما برای دادن راه حل به ملت آمریکا گفته اید: « توصيه اينجانب
اين است كه به احترام بشريت و به احترام مردم آمريكا حقوق فلسطينيان براي
زندگي در سرزمين و خانه خود به رسميت شناخته شود تا ميليونها اواره
فلسطيني به خانه و كاشانه خود برگردند ودر يك همه پرسي تكليف تمام سرزمين
فلسطين و حكومت اينده ان معلوم گردد. اين به نفع همه است.» فرض کنید که
کسی به شما مشابه همین توصیه را بکند که : « توصيه اينجانب اين است كه به
احترام بشريت و به احترام مردم ایران، حقوق ایرانیان براي زندگي در سرزمين
و خانه خود به رسميت شناخته شود، تا ميليونها آواره ایرانی به خانه و
كاشانه خود برگردند ودر يك همه پرسي تكليف سرزمین ایران و حكومت اينده آن
معلوم گردد. اين به نفع همه است.» پاسخ شما چیست؟ اگر فرض می کنید که بدست
گرفتن یک کشور و راندن چندین میلیون از اتباع آن کشور برای جمهوری اسلامی
این حق را بوجود می آورد که به محض ورود ایرانیان خارج از کشور آنها را
بازجویی کند و زندانی کند، اما اسرائیل حق ندارد چنین کند، چه فرقی میان
این دو حکومت است؟ و اگر فرض می کنید که راه حل این است که فلسطینی ها
برگردند و رفراندومی برای حکومت آینده برگزار شود، چرا این راهی که برای
فلسطین مباح است، برای ایران حرام است؟ چرا در ایران نمی توان رفراندوم
برگزار کرد و در فلسطین می توان این کار را کرد؟
آقای احمدی نژاد!
شما
از مردم آمریکا پرسیده اید: « بعيد ميدانم شما راضي باشيد سالانه دهها
ميليارد دلار از خزانه شما صرف اين لشكركشي( به عراق) شود.» آیا شما فکر
می کنید ملت ایران از دادن اسلحه هایی که با پول خزانه ایران تولید شده و
در طول سالها در اختیار حزب الله لبنان، حماس، مجلس اعلای انقلاب اسلامی
عراق، حزب الدعوه، حزب بعث سوریه، سازمان آزادیبخش فلسطین و هر تروریستی
در هر جای دنیا قرار گرفته راضی است؟ حداقل در آمریکا معلوم است که چه
کاری زیر نظر چه مجلسی انجام می شود. در ایران این هم معلوم نیست.
آقای احمدی نژاد!
برای
ملت شریف آمریکا نوشته اید که: « شما خود شنيدهايد كه دولت آمريكا
مخالفان خود را از نقاط مختلف جهان شكار و بدون محاكمه و بدون نظارت
بينالمللي در زندانهاي مخوفي كه در اقصي نقاط جهان ايجاد كرده است،
نگهداري ميكند. خدا ميداند اين زندانيان چه كساني هستند و به چه سرنوشت
تلخي گرفتار شدهاند. داستان غم انگيز زندان ابوغريب در عراق و گوانتانامو
را شنيدهايد. البته دولت آمريكا همه اين اقدامات را با ادعاي مبارزه با
تروريسم توجيه ميكند.» از شما سووال می کنم آیا شما شنیده اید که دولت
ایران در سالهای گذشته مخالفان خود را در داخل و خارج کشور ترور کرده است؟
آیا داستان غم انگیز زندانیان اوین و زندان رجایی شهر و زندان 59 را می
دانید؟ سه تفاوت عمده بین زندانیان آمریکایی مورد اشاره و زندانیان ایرانی
وجود دارد: زندانیان ابوغریب و گوانتانامو یا قطعا تروریست هستند یا با
تروریست ها همکاری داشتند و در صورتی که در مورد این زندانها افشاگری صورت
گرفت بلافاصله اقدامی جهت جلوگیری از رفتار غلط با زندانیان یا بستن زندان
یا آزادی زندانی رخ داد. اما در مورد زندانیان اوین شما خوب می دانید که
این افراد اکثرا نویسندگان و دانشجویان و دگراندیشانی بودند که هرگز در
طول زندگی نه ترور کرده بودند و نه با ترور موافقتی داشتند، ضمن اینکه
هرچه از شرایط بد زندانی گفته شد، زندان بر او سخت تر گشت. اگر زندان
ابوغریب را مردم می شناسند، بخاطر انتشار عکس های آن در جهان است. آقای
رئیس جمهور سوپرمن! لطفا می توانید یک عکس از زندانیان اوین نشان بدهید؟
اگر گوانتانامو موضوع فیلمبرداری خبرنگاران است، بخاطر رفتار نسبتا باز
حکومت آمریکاست، کدام فیلم از زندان اوین وجود دارد؟ مگر در زندان اوین در
چند سال گذشته چندین نفر مانند زهرا کاظمی و اکبر محمدی تحت فشار کشته
نشدند، چرا مسوولانش را محاکمه نمی کنید؟ آمریکایی ها مسوول شکنجه ابوغریب
را دستگیر و زندانی کردند، اگر راست می گوئید شما هم بکنید.
آقای احمدی نژاد!
وقتی
دو هفته قبل در سخنرانی مردم بدبختی که از هر هزارنفرشان یکی تا لب مرز
افغانستان رفته و دیگران اصلا تصوری از فرنگ ندارند، رفتید و گفتید که
دنیا در حال دگرگونی است و شما که به چهار قاره سفر کرده اید، از این
واقعیات خبر دارید، من دچار سوزش عمیقی شدم. مرد حسابی! رنگ می کنید؟ من
الآن سه ماه است از این ملت آمریکا اعم از ایرانی و آمریکایی دارم سووال
می کنم که آمریکا چگونه کشوری است؟ آن کسانی که سی سال است اینجا زندگی می
کند و همه جای آمریکا را مثل کف دستشان می شناسند، می گویند که هنوز
آمریکا را خوب نمی شناسند، آن وقت شما، بعد از چهار روز اقامت در نیویورک،
آن هم تحت کنترل امنیتی، و بدون اینکه از این یک میلیون ایرانی مقیم این
کشور هزار تای شان را دیده باشید، چطور جرات می کنید بگوئید آمریکا را می
شناسید؟ آخر مرد حسابی! مگر مریضی که در مورد موضوعی که هیچ از آن نمی
دانی حرف می زنی؟ مگر شهرت است؟ مگر نمی فهمی که وقتی دروغی را می گویید
که مردم آمریکا دارند هر روز خلافش را می بینند، مردم مسخره ات می کنند؟
این چه حرف مزخرف بی حساب و کتابی بود که نوشتی؟ « شما خود شاهد هستيد هر
روز، به بهانه مبارزه با تروريسم، آزاديهاي مدني در آمريكا محدود ميشود.
حتي حريم شخصي افراد معناي خود را از دست ميدهد. قوانين قضايي و حقوق
اساسي زيرپا گذاشته ميشود. تلفنها شنود و هر فرد مشكوك دستگير و يا حتي
در خيابانها مورد ضرب و شتم واقع و يا با گلوله كشته ميشود. من مطمئن
هستم ملت آمريكا اين نوع برخوردها را نميپسندد و از اين نوع رفتارها
بيزار و خشمگين است. »
آقای احمدی نژاد!
اگر یکی از این چندین
مساله ای که گفتید در ده سال گذشته یک بار در آمریکا صورت گرفته بود، مردم
آمریکا جرج بوش را اول حسابی چرخ می کردند و بعد آن را تبدیل به همبرگر مک
دونالد می کردند. شما فکر می کنید آمریکا هم جایی است مثل عراق یا
افغانستان یا ایران که حکومت و پلیس هرکاری دلش خواست بکند؟ آزادی های
مدنی در ایالات متحده آمریکا برای مخالفان دولت آمریکا هزار بار بیشتر از
آزادی های مدنی در ایران برای نمایندگان مجلس و وزرای کشور است. اصلا چنین
چیزی که یک نفر مشکوک سیاسی یا تروریست در خیابان مورد ضرب و شتم قرار
بگیرد و کشته شود، ربطی به ایالات متحده آمریکا ندارد. شما فرض کرده اید
که آمریکا همان چیزی است که در فیلم های قدیمی می دیدید. نه، دوست عزیز!
چنین روایتی از آمریکا مثل این است که یک آمریکایی فرض کند ایران همان است
که در فیلم دروغین « بدون دخترم هرگز» از ایران نشان داده شد. من نمی فهمم
شما با چه عقلی این جمله را نوشتید؟ کدام احمقی این را به شما گفت؟ یعنی
شما نمی فهمید وقتی که مایکل مور که در فیلم پرفروشش جرج بوش را مسخره
کرده بود، در سخنرانی وی در انتخابات حضور می یابد و در آنجا هم بوش را
مسخره می کند، چنین گفته هایی بعید است؟ اگر کاری که مایکل مور با بوش
کرد، من یا دوستانم با شما کرده بودیم، آیا می توانستیم یک لحظه در ایران
بمانیم؟ و مگر همین حالا که در فرنگ هستیم از چپ و راست ما را تهدید نمی
کنید؟ آقای احمدی نژاد! شما اگر بلدید بیل بزنید، بروید باغچه خانه خودتان
را بیل بزنید. اگر طرفدار آزادی مخالفان هستید چرا در ایران از حقوق
مخالفان دفاع نمی کنید. آیا اگر کسی مثل جیمی کارتر در ایران بود و این
انتقادات را از حکومت می کرد، او را مثل آیت الله منتظری در خانه حصر نمی
کردید؟
آقای احمدی نژاد!
در نامه تان به انتخابات آمریکا اشاره
کردید و گفتید: « بدون ترديد ملت آمريكا از اينگونه رفتارها ناراضي است و
با نحوه حضور در انتخابات اخير اين نارضايتي را نشان داد. اميدوارم به
دنبال انتخابات اخير دولت اقاي بوش پيام ملت آمريكا را دريافت كرده باشد.
» حرف شما کاملا درست است. آمریکا کشوری است که اگر دولتی در آن رفتاری
برخلاف افکار عمومی نشان دهد، و مردم از دولت راضی نباشند، در انتخابات به
او رای نمی دهند و در انتخابات اخیر نیز مردم به دموکرات ها رای دادند،
چون از شیوه اداره دولت توسط بوش راضی نبودند. اما ملت بدبخت ایران چه
باید بکنند وقتی که از یک دولت راضی نیستند؟ کدام شورای نگهبان اجازه می
دهد که مردم نماینده واقعی شان را به مجلس بفرستند یا کسی را که دوست
دارند رئیس جمهور کنند؟ آیا اصلا مخالفان دولت حق تبلیغات علیه دولت را
دارند، آیا آنها حق دارند که در انتخابات از کسی که دوست دارند حمایت
کنند؟ چرا چیزی را می گوئید که نمی کنید؟
آقای احمدی نژاد!
هنوز
شهر خرمشهر که بیست سال قبل توسط صدام ویران شده بود، ویران است. شهر بصره
و بغداد که سه سال قبل توسط آمریکا ویران شد و کابل که چهار سال قبل توسط
نیروهای ائتلاف شمال و آمریکا از بین رفت، وضعی بهتر از خرمشهر دارند.
هنوز آثار زلزله بم که بسیاری از مردم ایران و دولت های جهان برای بازسازی
آن به ایران کمک کردند، ویرانه است و هیچ اتفاقی برای بازسازی آن نشده
است. شما اگر بلدید ویرانی ها را درست کنید، لطفا زحمت کشیده و به خرمشهر
و بم برسید، به شما چه ربطی دارد که « هنوز عدهاي از آسيب ديدگان طوفان
كاترينا در رنج هستند و فقرا و بيخانمانهاي زيادي وجود دارند.» از شما
خواهش می کنم که به جای رسیدن به ویرانی های کاترینا، لطف فرموده و خرمشهر
و بم را بازسازی کنید.
آقای احمدی نژاد!
نصایح شما بی شک آنقدر
خوب و دلپذیر است که حتما مورد توجه سیاستمداران آمریکایی و ملت آمریکا
قرار می گیرد. در نوشته ناصحانه تان گفته اید: « می توان با ادبيات ديگري
متفاوت از ادبيات زور و بيعدالتي حكومت راند. ميتوان خالصانه در خدمت
ارزشهاي مشترك انساني، صداقت و محبت بود و بدون ايجاد تنش ، تهديد، تحميل
و جنگ ، رفاه و آسايش را به ارمغان آورد. می توان با توحيد و خداپرستي و
با اخلاق و معنويت و با درسهايي كه پيامبران الهي دادهاند،جهان را به سمت
كمال مطلوب خويش پيش ببرد. در آن صورت مردم آمريكا كه مردمي خداپرست و
پيرو اديان الهي هستند بر همه مشكلات غلبه خواهند كرد.» آقای احمدی نژاد!
واقعا شما بلدید این کارها را بکنید؟ اگر بلدید چرا خودتان نمی کنید؟
آقای احمدی نژاد!
من
قبل از اینکه به آمریکا بیایم شنیده بودم که مردم آمریکا بسیار بی شعور و
احمق هستند و حتی جدول ضرب هم بلد نیستند و اگر ماشین حساب نداشته باشند،
بلد نیستند عدد سه را با دو جمع کنند. اما وقتی به این کشور آمدم، دیدم که
چنین نیست و جز اینکه باهوش ترین مردم دنیا که به دلیل رئیس جمهور شدن
کسانی مانند احمدی نژاد و بشاراسد و چاوز و مورالس و غیره، در کشور آمریکا
زندگی می کنند، خود آمریکایی ها هم آدمهای خانواده دوست و نجیب و راحت و
باهوش و زحمتکشی هستند. می خواستم بگویم به کسی که به شما خبر داد که
آمریکایی ها احمق هستند و برایتان این نامه را نوشت بگوئید دیگر از این
کارها نکند. ضمنا، در آخر نامه تان از سیاستمداران آمریکایی خواسته اید که
توبه کنند و مسلمان شوند و به سوی خدا برگردند.
آقای احمدی نژاد!
به
نظر شما مسلمان کم داریم که این بیچاره ها را هم می خواهید مسلمان کنید.
از شیخنا عبیدزاکانی نقل است که حکایت کرد: « ترسایی مسلمان شده بود، صبح
گرد شهر می گردید، ترسایی دیگر او را دید، پرسید: مسلمان کم بود، تو هم
مسلمان شدی؟» من از شما خواهش می کنم همین ملت ایران و عراق را سعی کنید
مسلمان نگه دارید، مسلمان کردن بیل کلینتون و جرج بوش پیشکش!
آقای احمدی نژاد!
به
عنوان رئیس جمهوری که با تخلف و تقلب سرکار آمده، به وعده هایش عمل نکرده،
وضع اقتصادی مردم کشورش را رو به ویرانی برده، در کشورش 150 روزنامه و
مجله توقیف شده، بیشترین میزان اعتیاد در جهان را دارد، حداقل از 102 کشور
دیگر جهان از نظر حکومتی فاسد تر است، بیشترین میزان اعدام را بطور نسبی و
بیشترین میزان سقوط هواپیما و بیشترین تصادف اتومبیل را دارد، آلوده ترین
پایتخت جهان را به لحاظ زیستمحیطی دارد و در یک سال گذشته حداکثر دو یا سه
کشور در قطعنامه های سازمان ملل از آن حمایت کرده اند، با همه خصوصیاتی که
برشمردم و دلایل آن همه در رسانه ها منتشر شده است، توضیح می دهم که شما
با این همه ایراداتی که در اداره کشور خودتان دارید، در حدی نیستید که
صلاحیت نصیحت کردن مردم کشورهای دیگر را داشته باشید. به عنوان یک نویسنده
ایرانی که از وجود شما به عنوان رئیس جمهور ایران شرمسار هستم، ضمن
عذرخواهی از مردم آمریکا بخاطر نامه ساده لوحانه شما، به شما هشدار می دهم
که سکوت کنید و دیگر با نوشتن چنین نامه هایی آبروی ملت ما را بیش از این
نبرید.
سید ابراهیم نبوی
آذر 1385 فلوریدا




